X
تبلیغات
رایتل

داستان کوتاه

از ۹۱ تا ۹۲

می گن سالی که نکوست از بهارش پیداست. هنوز نمی دونم بهار امسال چجوریه. اسفند پارسال که خیلی سخت گذشت و با تقلای زیاد تونستم خوب به پایانش برسونمش. توی محیط کار واقعا اوضاع خیلی سخت و پیچیده شده بود و با تصمیم عوض کردن واحدم توی شرکت یه تغییر رو برای سال جدید به خودم هدیه دادم. 3 سال توی واحد آی تی این شرکت کار کردم با سابقه کار طولانی توی همین رشته در شرکت قبلی اما تصمیم گرفتم برای سال جدید کلا از مقوله آی تی که رشته ای هست که توی دانشگاه خوندم بیام بیرون. شاید این ضربه آخر که مدیر قبلیم بهم زد برای گرفتن این تصمیم لازم بود. امروز اولین روز کاری من در واحد جدیده، واحد ایمنی. شانس خوبی که آوردم این بود که هفته آخر سال 91 یه دوره برای بچه های ایمنی اینجا برگزار شد و من آخرین روزهایی که توی آی تی بودم به شرکت توی این دوره گذشت. کسی که برای تدریس اومده بود یه خلبان فرانسوی بود که مقیم دبی هست آخر دوره ازمون یه امتحان گرفت و به مدیرم گفته بود من بهترین امتحان رو دادم خیلی خوشحال شدم. امسال همش منتظر اتفاقات خوبم. چون امسال سعی کردم نگاهم رو عوض کنم و همینطور رفتارهام رو. امیدوارم درسای سال 91 رو خوب یاد گرفته باشم و سال 92 پر از درسای جدید برام باشه.