X
تبلیغات
رایتل

داستان کوتاه

مردم شناسی

خیلی جالب بود٬ سر کار بودم٬ پنجشنبه بود٬ یعنی ساعت یک و نیم می تونستم برم خونه. ساعت حدود دوازده بود. کارای مهم ترم رو انجام داده بودم و برای انجام کار تازه ای حوصله نداشتم. دلم میخواست این یک ساعت و نیم هم زودتر بگذره تا برم خونه. اومدم توی بلاگ اسکای چند تا از وبلاگهای به روز شده رو شانسی باز کردم البته نه خیلی شانسی٬ سعی می کردم از روی اسمها حدس بزنم که می تونن مطلب جالبی برای من داشته باشن یا نه... 

یادم نیست آخرین بار کی هدفون رو گذاشته بودم روی گوشام... 

۶-۵ تا وبلاگ رو باز کرده بودم... یه نگاه گذرا به مطالب می انداختم و اگه مطلب جالب بود می خوندم که یه صدای تسخیر کننده از هدفونم شروع به پخش شدن کرد. انگار موسیقی آهنگ متن نوشته ها شده بود. تا رسیدم به یه وبلاگ از روی مطالبش فکر کردم موسیقی مال این وبلاگه٬ از این تب رفتم به تب بعدی٬ از مطالب این یکی هم خوشم اومده بود. شک کردم... موسیقی به این نوشته ها هم میخورد. حتی توی تب بعدی هم مطالب با موسیقی ناهمگون نبود. بعد یه فکری به سرم زد... 

گفتم بیا دونه دونه تب هایی که فک می کنی این آهنگه ماله اینا نیست رو ببند. بستم و دو تا موند با مطالب و حسی خیلی مشابه. برای بستن آخرین تب خندم گرفت. اما تقریبا با یقین آخرین تب اضافی رو بستم. 

.........  

حدس زدنش خیلی سخت نبود اما خیلی آسون هم نبود اما واقعا معیار اینجور حدس زدن چیه؟ 

........ 

بگذریم 

.......

چقدر اون موسیقی سحر انگیز بود یعنی هست... چقدر آرامش بخشه... 

میخوای لینک بدم بری گوش کنی؟ 

مینیمالنویسی 

......... 

نظرات (2)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
وای دختر چه کردی با من .. این آهنگ بدجوری رگ و ریشه درونم رو به تلاطم وا می داره

این موسیقی یانی رو خیلی دوست دارم ...


برکت باشه

اون مطلبی رو هم که گفتم الان بروز کردم
یکشنبه 12 دی‌ماه سال 1389 ساعت 08:34 ق.ظ
امتیاز: 0 0
از این دست اتفاقات جالب زیاد پیش میاد و همیشه یه گوش شنوا و چشمان تیزبین می خواد.
سه‌شنبه 14 دی‌ماه سال 1389 ساعت 11:42 ق.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ: