X
تبلیغات
رایتل

داستان کوتاه

سال ۸۷

   می تونم بگم سال 87 یکی از بهترین سالهای زندگی من بود، تمام طول سال به جز یکی دو ماه پایانی غرق در شادی، عشق و برکت بودم. مطمئن نیستم که آیا در اون روزها قدر تمام چیزهایی رو که داشتم می دونستم یا کم کم به همه اونا عادت کرده بودم و فکر می کردم تا ابد اوضاع همینجوری خواهد بود.

    اما ماههای پایانی سال برای من جور دیگه ای گذشت. یک تند باد که مدتی آرامش زندگی من رو بهم زد، وزید و خیلی چیزها رو برای مدتی از شکل سابق خودش خارج کرد. قصد ثبت کردن اون وقایع رو ندارم  هرچند من هیچ اتفاقی رو بد نمی دونم و بعد از پشت سر گذاشتن اون روزها و نگاهی دوباره به همه چیز درسهایی که باید می آموختم رو از لابلای اون اتفاقات پیدا کردم و جمله ای که در ابتدا نوشتم با احتساب همه روزهای سال 87 هست حتی همین روزهایی که بهشون می گم روزهای سخت.

   البته هر صاعقه ای بارشی رو نوید می ده و با به پایان رسیدن سال 87 ، سال 88 و بهاری دیگه در زندگی من از راه رسید. در مورد سال 88 در پست بعدی می نویسم.

پاورقی1: از همه شما دوستای عزیزم که در این مدت به من سر می زدید و جویای حالم بودید واقعا متشکرم.

پاورقی 2: خب سال 87 و صفحات تقویم رومیزی من تموم شدند پس به جای جمله امروز از این به بعد در هر پست قسمت کوتاهی از یک نوشته با ذکر نام شاعر یا نویسنده اون به عنوان پاورقی خواهم نوشت.

پاورقی امروز از جیمز رد فیلد:

 ما اغلب از روی عادت چنین می اندیشیم که عشق نیاز به یک موضوع و یا معشوق خاص دارد و شاید به همین سبب، قادر به درک کامل این تجربه نیستیم.

نظرات (7)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
سلام
خوبی؟
وبلاگتو خوندم از اون قسمت هم که مربوط به تولدت بود بیشتر خوشم اومد. شایدم از کیک خوشگلت خوشم امد. به هر حال زیر یه ماه می شه تبریک گفت پس تولدت مبارک
به من هم سر بزنی بهت خوش می گذره
فعلا
شنبه 12 اردیبهشت‌ماه سال 1388 ساعت 02:26 ب.ظ
امتیاز: 0 0
سلام به به !
پاورقی امروز که خیلی عالی بود منتظر بقیه روزها خواهیم بود.

از اون جمله- هر صاعقه ای بارشی رو نوید می ده - محشربود مرسی
شنبه 12 اردیبهشت‌ماه سال 1388 ساعت 07:29 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام محبوب عزیزم
همیشه با حضورت خوشحالم می کنی
(-:
سعی می کنم همه پاورقی ها رو با دقت انتخاب کنم
دختر بهار نازنین
خوشحالم که دوباره برگشتی و مینویسی
یک بار خیلی وقت پیشها گفتم که این مکان و نوشته هاش یک جور آرامش خاص ازش ساطع میشه. اینجا هیچ چیز بد نیست. هیچ کاری سخت به نظر نمی رسه. هیچ عجله و شتابی برای هیچ کاری در کار نیست! قبلا علتش رو نمی دونستم اما حالا کمی، فقط کمی شاید بفهمم که علتش چی بوده!
خوشحالم که سال 87 برات سال خوبی بوده. تند بادها هم قسمتی از زندگی هستند که می وزند. بعضی چیزهایی رو که پایه شون سسته با خودشون می برند و بعضی چیزهای جدید برات می یارند. از تند بادها هم حتی میشه استفاده کرد به شرطی که بتونی همین طوری مثل تو بهشون نگاه کنی.
باز هم ممنونم به خاطر همه چیز. به خاطر این دوسالی که از اولین روزش با من بودی و علی رغم همه افت و خیزهایی که داشتم در دوستی ثابت قدم موندی. از صمیم قلب ازت ممنونم...
راستی تقویم رومیزیت رو برگردون به اول سال و دوباره از اول ازش استفاده کن!! من که این کار رو کردم!!
شاد باشی
شنبه 12 اردیبهشت‌ماه سال 1388 ساعت 09:54 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
منم ازت ممنونم دوست بی وقفه من...
از اینکه در کنار هم این بالاو پایینا رو پشت سر می ذاریم خوشحالم
تقویمم رو هم دیگه ندارم وگرنه راست می گی ار این تقویم میشد برای سالها استفاده کرد
از همه عشقی که در کلامت هست هم ممنونم
از برگشتت خوشحالم و منتظر نوشته های قشنگت هستم.
یکشنبه 13 اردیبهشت‌ماه سال 1388 ساعت 02:54 ق.ظ
امتیاز: 0 0
دختر بهار عزیز نبودی مدتی دلم برات تنگ شده بود. تندبادها هم میان ومیرن و خاطراتشون میمونه حتی بعضی وقتا شیرین هم میشه بعد از مدتی طولانی :-)
دوشنبه 14 اردیبهشت‌ماه سال 1388 ساعت 03:06 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
مرسی دوست خیلی خوبم :-)
باز من اومدم که بگم:
کجایییییییی؟؟؟؟
چهارشنبه 30 اردیبهشت‌ماه سال 1388 ساعت 05:10 ب.ظ
امتیاز: 0 0
سلام دوست عزیز من هم تازه با وبلاگت آشنا شدم
از این جملات روزانه ات خوشم اومد
لطفا به فعالیتت ادامه بده

ضمنا با اجازه لینکتون کردم
پنج‌شنبه 31 اردیبهشت‌ماه سال 1388 ساعت 08:44 ق.ظ
امتیاز: 0 0