X
تبلیغات
رایتل

داستان کوتاه

سوم اردیبهشت

   امروز سوم اردیبهشت٬ سالگرد درگذشت سهراب سپهری بود. داستان آشنایی من با اشعار سهراب به سالها قبل برمی گرده.

   انتخاب رشته در دوران دبیرستان٬ بعضی دوستها رو از هم دور می کنه و بعضی دیگه رو بهم نزدیک. با انتخاب رشته ریاضی٬ فائزه٬ شاگرد اول دبیرستان ما٬ شد صمیمی ترین دوست من. خیلی دوست داشتنی بود و جز عینکی که به چشم می زد هیچ شباهت دیگه ای به بچه درس خونا نداشت. حرفهای مشترک زیاد داشتیم. دختر فوق العاده با احساسی بود و انشا هاش هم حرف نداشت٬ در ضمن عاشق اشعار سهراب هم بود. صفحه اول اکثر دفترها و کتابهاش شعری از سهراب نوشته بود.  یک مجموعه اشعار سهراب هم به من هدیه داد.. ولی من اونروزها اصلا از  اون شعرها لذت نمی بردم.

   مشکل من با اشعار سهراب نبود٬ ذائقه اونروزهای من هیچ میونه ای با شعر نو نداشت. خلاصه فائزه نتونست منو با شعر نو و سهراب آشتی بده ولی من سالها بعد خودم سهراب رو دوباره کشف کردم و الان یکی از دوست داران سهراب و شعرهاش هستم....یادش گرامی.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اما امروز مناسبت دیگه ای هم داشت. ۲۲ آوریل٬ روز زمین٬ که خیلی از سایتها مثل گوگل و یاهو برای یاد آوری این روزلوگوی سایتشون رو تغییر داده بودن. یاهو صفحه مجزایی رو هم به این روز اختصاص داده بود.ولی از اونجایی که من با گوگل بیشتر دوستم٬ از لوگوی گوگل بیشتر خوشم اومد.

نامگذاری یک روز به نام زمین و جلب توجه سرمایه داران و دولتمردان جهان و همینطور تک تک ما به معظلاتی که سیاره مون رو تهدید می کنه بنظرم خیلی خوبه....

 

نظرات (6)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
کاش همه قدر زمین رو بیشتر بدونند حیف !
پنج‌شنبه 5 اردیبهشت‌ماه سال 1387 ساعت 08:45 ق.ظ
امتیاز: 0 0
اما دوم اردییهشت یک مناسبت دیگه هم داره تولد شوهرک من هم بود
جمعه 6 اردیبهشت‌ماه سال 1387 ساعت 02:49 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
مبارک ک ک باشه
هیچ توجیه منطقی برای این غیبت چند ماهه ندارم. فقط امیدوارم هنوز هم بتونیم با هم دوست باشیم. چیزی که من قطعا بیشتر از تو بهش احتیاج دارم!...
نمیدونم چی بگم...

دوشنبه 9 اردیبهشت‌ماه سال 1387 ساعت 08:03 ب.ظ
امتیاز: 0 0
آب را گل نکنیم .. شاید این آب روان می رود پای سپیداری تا فروشوید اندوه دلی.. دست درویشی شاید نان خشکیده فرو برده در آب .. زن زیبایی آمد لب رود.. آب را گل نکنیم .. روی زیبا دوبرابر شده است.
آره سهراب سپهری رو یه مدت وقت میبره تا بهش عادت بشه. سر زدی مرسی.
دوشنبه 9 اردیبهشت‌ماه سال 1387 ساعت 10:23 ب.ظ
امتیاز: 0 0
به سراغ من اگر می آیید نرم و آهسته بیایید مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهای من
این شعرش و خیلیل دوست دارم
یکشنبه 15 اردیبهشت‌ماه سال 1387 ساعت 03:16 ب.ظ
امتیاز: 0 0
باید سر فرصت همه پستهات را بخوانم .
یکشنبه 22 اردیبهشت‌ماه سال 1387 ساعت 03:16 ب.ظ
امتیاز: 0 0